موضوع اختلافی منتظری با حضرت امام موضوعی ساده بر سر نحوه اداره مملکت نبود. واقعیت این است که تحریف حقیقت و تحریف تاریخ تبحر جبهه باطل است. همان کسانی که بیت آقای منتظری را در زمان حضرت امام تبدیل به پایگاه مخفی میلیشای قهدریجانیها کرده بودند همانها پس از رحلت حضرت امام دست از کارهای خود برنداشتند چرا که آقای منتظری خود این گونه میخواست. آقای منتظری با لجاجت خاص ما نجفآبادیها در مقابل امام و قانون کشور ایستاد و با برخورد قضایی با عاملان قتل و جنایت و تشکیل باند مسلحانه مخالفت میکرد چرا که تحت نفوذ اعضای بیت و باند قهدریجانیها بود. آنان به خوبی کنترل منتظری را در دست گرفته بودند و مانع انجام رهنمودهای خیرخواهانه و ولایی حضرت امام بودند چه در حیات حضرت امام و چه پس از حضرت امام.
شاهد مدعای من آن است که حضرت امام در حکم قبول استعفای منتظری از او خواست که بیت خود را تصفیه کند و به کار علم و تحقیق در حوزه بپردازد و از دخالت در سیاست که تخصصی در آن ندارد بپرهیزد اما منتظری پس از حضرت امام بدون کوچکترین تغییری در ترکیب بیت و دفتر خود و بدون کوچکترین نشانهای از تبعیت از ولی فقیه به روش تخریب و تضعیف نظام و ولایت فقیه در قالب «بیان رهنمودهای دلسوزانه» که طریقهای بهظاهر مسالمتآمیز و مظلومانه است، پرداخت.
آقای منتظری در طول دوران حیات خود هرگز دست از دخالت در سیاست برنداشت و تمام عیار و با تمام جدیت به بیان منویات پلید سیاسی باند مخوف مهدی هاشمی پرداخت. این را محکم میگویم چون آقای منتظری اگر چه در فقه و علوم اسلامی سرآمد بود ولی در سیاست هرگز یک عنصر موفق نبوده است. بیانات آقای منتظری درباره سیاست و شرایط اجتماعی و سیاسی آنقدر سخیف و دور از شأن بود که انسان از آن تعجب میکند چرا که عوامل باند مخوف مجبورند مسائل را با زبان ساده به منتظری منتقل کنند و منتظری نیز بدون هرگونه دخل و تصرف آن را بیان میکرد.
منتظری بر خلاف آنچه که در جامعه القا شده که در زندان و تحت کنترل بوده این گونه نبوده است. فقط حسینیه محل سخنرانی و درس آقای منتظری پس از سخنرانی توهینآمیز معروف 13 رجبش توسط مردم مورد حمله قرار گرفت و تعطیل شد. از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۱ به مدت ۵ سال با تصمیم شورای امنیت ملی رفت و آمد به منزل آقای منتظری به خویشاوندان و علما محدود شده بود. بجز آن، آقای منتظری در تمام این دوران به کار علمی، دیدار عمومی،سخنرانی، مصاحبه با خبرگزاریهای داخلی و خارجی از جمله چندین بار با BBC و دویچهوله و ... پرداخت. درسهای او به طور کاملاً آزادانه با حضور شاگردانش برقرار بود و مردم از نجفآباد اتوبوس اتوبوس به دیدار او میرفتند. در عیدهای اسلامی مطابق رسم علما، جلوس میکرد و سخنرانی میکرد و مراسم میگرفت. تابستانها به ویلای اختصاصی خود در روستاهای خوشآب و هوای قم میرفت و از همه آن چه که یک مرجع تقلید بهرهمند بود دسترسی داشت. دسترسیهای رسانهای او از جمله سایت اینترنتی که امروزه مهمترین ابزار رسانهای به شمار میرود به طور فعالانه برقرار بود. سایت اینترنتی منتظری یکی از فعالترین سایتهای اینترنتی مراجع تقلید پس از سایت رهبری بود. البته بیشتر محتویات این سایت سیاسی بود دقیقاً برخلاف خواست رهبر کبیر انقلاب.
کتاب خاطرات منتظری که اجازه انتشار نگرفت، در اینترنت و به طور رسمی از طریق همین سایت به طور آزادانه منتشر شد و میشود.
بیشک منتظری به خاطر حواشی که برای نظام درست کرده بود و مورد توجه دشمن هم بود یکی از آزادترین مخالفان جمهوری اسلامی بود که هر آن چه میخواست میگفت و هرجا میخواست میرفت. این که آقای منتظری محدود شده بود یا محصور شده بود یا زندانی بود علیرغم این که اینها حق یک حکومت است که مخالفان خود را کنترل کند با این حال همه دروغ محض است که باند مخوف دفتر منتظری آن را منتشر کرده و میکنند.
اساساً «استراتژی مظلومنمایی» یا به قول جلال آل احمد «شهیدنمایی» یکی از آن استراتژیهای جواببده است که به راحتی قلب رقیق ملت بیخبر را نشانه میرود. از روز اول که منتظری با لجاجت خود و خون به دل امام کردن و پشتیبانی از قاتلان و مجرمان عملاً با جمهوری اسلامی سر به مخالفت گذاشت، باند مخوف با یک پله عقبنشینی استراتژی از اقدامات موذیانه علیه مسئولان و نظام، مظلومنمایی را پیش گرفتند و تا اکنون هم روی آن کار میکنند.
تحریف در تاریخ و قلب حقایق یکی از بزرگترین جنایتهایی است که در تاریخ بشر صورت گرفته است که باند مخوف توانست به خوبی آن را درباره منتظری و تاریخ انقلاب و امام به کار برد. آنان اقدامات تخریبی و معاونت وی در جرایم، مقابله با ولیفقیه و همکاری با دشمنان ملت را به «اختلاف نظر شخصی منتظری و امام»، «بدخواهی حسودان»، «توطئه قدرتطلبان»، «ضعف قوه ادراک حضرت امام به دلیل پیری» تبدیل کردند و با حرکات موذیانه رسانهای و سکوت به موقع، سخنرانی به موقع و موضعگیریهای بهموقع توانستند آن را به خوبی تبلیغ کنند. اکنون و پس از آن همه سیاهکاری که علیه نظام کردند و چون خواری در چشم و استخوان در گلوی نظام کردند آن چه کردند، شعار میدهند آزادیت مبارک! تا در زیر جنازه بیجان او هم تیر زهرآلود روانه امام و ولایت و نظام کنند. تا نظام را برای کاری که نکرده متهم و سرزنش کنند.
در این میان مظلومترین واژه، واژه سیدعلی خامنهای است. این شخص که در زمان حیات امام هدف اصلی تخریب، ترور شخصیت، تمسخر و تضعیف باند مخوف مهدی هاشمی و بیت منتظری بود، پس از آن که علیرغم مخالفت خود توسط مجلس خبرگان به رهبری نظام انتخاب شد، تبدیل به اصلیترین هدف حملات منتظری شد. منتظری در تمام این سالها هرگز کلمهای در تأیید یا حمایت از ولی فقیه صورت نداد بلکه همواره با کلمات سخیف یا دونشأن از ایشان یاد میکرد تا در سخنرانی 13 رجب که به جایگاه ولایت فقیه هجمهای سنگین کرد. در آن زمان رهبری باید در دفاع از ولایت فقیه برمیخاست و برخاست ولی کوتهبینان باز هم آن را اختلاف شخصی ذکر کردند. اگر سیدعلی خامنهای روحی فداه اقدامی نمیکرد، طلاب عصبانی خانه منتظری را با خاک یکسان میکردند ولی این ممانعت رهبری بود که جان منتظری را از گزند ملت عصبانی نجات داد.
شورای امنیت ملی دستور حصر منتظری را صادر کرد ولی بعد از مدتی سیدعلی خامنهای پیغام فرستاد که من موافق حصر نیستم و با پیگیریهای او در دولت اصلاحات حصر برداشته شد. چند سال پیش که رهبری به قم سفر کردند فرزند خود را برای دیدار با آقای منتظری مامور کردند و این قضیه برای عیادت از او در هنگام بستری شدن در تهران هم تکرار شد.
دفتر منتظری به خاطر آن که دلخوشی از میرحسین موسوی و محسن رضایی نداشتند در انتخابات اخیر به جمعبندی رسیدهبودند که حمایت نهچندان شفافی از احمدینژاد بکنند، از فردای انتخابات ورق را برگرداندند و حامی میرحسین موسوی شدند! زیرا که فهمیدهبودند که میرحسین موسوی بیشترین ظرفیت مقابله با ولایت فقیه را دارد. تا جایی که منتظری شد رهبر معنوی جنبش سبز! و موسوی که خود دستور پایین کشیدن عکس منتظری و حذف نام او را امضا کرده بود، اکنون با احترام فراوان برای او نامه مینویسد و از او طلب رهبری و رهنمود میکند.
اکنون باز هم این سیدعلی خامنهای مظلوم بود که با همه دشمنیها و مخالفتهای منتظری برای او پیام تسلیت فرستاد و برای او طلب آمرزش کرد یعنی که من از او هیچ به دل ندارم و با او مشکل شخصی نداشتم. یعنی که مقام علمی او مورد تعظیم است و مقام امتحان او نیز جای سرزنش ندارد. چرا که حق و شیوه حقیقت ولایت اهل بیت ع این گونه است، سراسر رحمت و شفقت و انصاف و اقتدار و در عین حال مظلومیت.
اکنون آقای منتظری فقید به دیار باقی شتافت و لانه باند مخوف ویران شد و باید منتظر بود و دید که در کجا لانهای جدید بنا میکند.
منبع : ماندانا شبخیز

